خرید بک لینک
امروز وسط نماز ظهر، داشتم به مشکلات زندگی فکر میکردم. چپ چپ نگام نکنید. حضور قلب یعنی همین که مشکلاتت رو ببری پیش خدا دیگه! :))))مدت کوتاهی هست که یه ذره ناامید شدم. مصطفی نمیدونه چون توی خودم میریزم. و اینجا مینویسم. شمایی که میخونید اینجا رو انگار محرمترید! عجب چیزیه این دنیا... چقدر نامرده که منو به شوهرم نامحرم کرده...داشتم به این فکر میکردم که اگه زندگی به همین منوال ادامه پیدا کنه چقدر ناامیدکننده است. چقدر حال خرابکنه...بعد یک آن انگار خدا به دلم انداخت که شایدم خیلی بهتر از حد تصورت شد!راستی که هیچ بعید نیست... چنانکه تا کنون بوده. و تا باد چنین بادا.

برچسب: نویسنده: الینا طباطبایی تاريخ: دوشنبه 30 خرداد 1401 ساعت: 18:26

۱۴ خرداد تولد زینب بود. زینب و فاطمهزهرا از ظهر رفته بودند خونه مادر شوهرم. عصری همسر اومد سراغم، رفتیم شیرینی فروشی، کیک خریدیم، قطاب هم خریدیم چون من دوست دارم، چند تا برش کیک گردویی که همون موقع بخوریم چون گرسنه بودیم و شمع و فشفشه. سریع رفتیم و در اولین مغازه دو تا لباسِ جینِ چین چینی خریدیم براشون و رفتیم خونه مادرشوهرم و تولد رو گرفتیم... پدر بزرگ مادربزرگ همسر هم بودند و چقدر خوب بود. بچهها خوشحال شدند :) آخرِ اون هفته، همسر جان "عمو" شد. یعنی چند ماهِ دیگه عمو میشه. چقدر خوشحال شدیم همهمون. داشتیم میپوکیدیم از غصهها. چقدر به اون خبرِ خوش احتیاج داشتیم. دوباره کیک خریدیم و بردیم خونه مادرشوهرم :) امروز ۲۵ خرداد هست و سالگرد عروسیمونه. نسیمجانم هم داره میره بیمارستان که دوست جانِ لیلاجانم رو به دنیا بیاره. خیلی خوشحالم و نگرانم. دعا کنید براش...حالا چندین ساله پیاپی هست که مناسبتِ ۲۵ خرداد به دلایل مختلف یادمون میره... اصلا یادم نمیاد کی یادمون بوده :) یادتونه اوایل، آقای رئیسی هر هفته میرفت سفرِ استانی؟ بعد از چند وقت حضرت آقا منعشون کردند. گفتند هر هفته نرید؟ به استادِ جان گفتم من فکر میکنم دلیلش این بوده که هر هفته در سفر بودن باعث میشه اون به خانواده رئیس جمهور و بقیه مسئولان فشار بیاد. چون آخر هفته مالِ خانواده است. اما ایشون تحلیلشون این بود که چون هر هفته سفر استانی، انتظارات و توقعات مردم رو زیاد میکنه و متعاقبا چون کار کارشناسی صورت نگرفته برای سفر، کار جدیای انجام نمیشه و مردم ناامید میشن و از جبهه انقلاب به سمت جبهه مخالف متمایل میشن.من هم تحلیلِ استادِ جان رو قبول داشتم ولی باز هم دلیل ایشون، دلیل من رو منتفی نمیکرد. دیروز که عبدالملکی ب

برچسب: نویسنده: الینا طباطبایی تاريخ: دوشنبه 30 خرداد 1401 ساعت: 18:26

پاسخ: سلام عزیزجانخب چون ما شدیدا ذهنمون قالب گرفته. چادر برامون همون حجابه. اونم یه مدل خاص؛ یه رنگِ خاص و ... در حالی که اینطور نیست که رابطهشون این-همانی باشه.مثلا میگیم مسکِر و شراب؛ رابطهشون این-همانی هست اما در مورد حجاب و چادر اینطور نیست.دست برقضا و از بدِ روزگار، گاهی این چادرِ معمولی که برای همه خانمها هیچ مشکلی ایجاد نمیکنه و حجابشون باهاش کامله؛ برای ما مامانها جواب نمیده و باعث به هم خوردن حجابمون میشه.من موافقم که نباید عبا پوشیدن رو در جامعه رواج داد. خودمم ترجیحم چادره واقعا. اما یه نکته هست و اون اینه که ما باید تفکرِ حجاب رو در جامعه رواج بدیم و تبرج رو از جامعه بزداییم :)تا وقتی تبرج هست، حتی چادر هم از شرش در امان نمیمونه...دندونها: هرشب مسواک با کمترین حد خمیردندون ترجیحا از نوع بدون فلوراید. قبل از مسواک هم خمیردندانگاهی هم بعد از بعضی غذاها سریع نخ دندون میکشم.بعد از مسواک زدن دیگه چیزی نمیخورم. مگر آب.شیرینیجات هم کم مصرف میکنم، اگر بخورم هم آبی چیزی میخورم که خیلی توی دهنم نمونه... البته این کار رو همیشه انجام نمیدم ولی خیلی موثره قطعا.مشکل معده هم نباید داشته باشی... اکثرا در دوران بارداری به خاطر مشکل معده و ویار و تهوع و خرده خوری ها دندونها خراب میشن.در شیردهی دیگه واقعا باید سعی کنیم به خودمون برسیم. چارهش فقط اینه. آمپول تقویتی و مولتی پریناتال و ...

برچسب: نویسنده: الینا طباطبایی تاريخ: دوشنبه 30 خرداد 1401 ساعت: 18:26

صفحه بندی